باران برکت الهی

 

 

 

نسبتا" با من هم آشنا شدند اما هنوز میترسند. وقتی کمی کنارشون میشینم ، آروم میگیرن و مشغول بازی میشن یا مثل این یکی خمیازه میکشن

 

 

 

 

مادرشون که میرسه هر چهارتایی از سر و کول این بنده خدا بالا و پایین میرن

 

 

 

 

تا چند روز دیگه که کمی بزرگتر شدند ، اونها رو برای دقایقی میارم توی حیاط تا بازی کنند

 

 

دیروز و امروز رو در فریدن بودیم. بارون زیبایی باریدن گرفته بود. با قطع شدن موقتی بارون ، همراه با فرزندم راهی کوه شدیم. خیلی با سرعت خودمون رو به بالای کوه رسوندیم . علاوه بر کوهنوردی قصد داشتیم تره کوهی جمع کنیم اما بارش مجدد بارون و نگرانی از بابت رعد و برق احتمالی ، باعث شد تا توقف چندانی نداشته باشیم و سریعا" برگردیم پایین. موقع برگشتن زیر بارون بودیم و یه دنیا لذت بردیم که نعمت الهی بر سر و روی ما میریزه......

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

/ 2 نظر / 53 بازدید
یک رهگذر

چهار قلو های خونتون خیلی دوست داشتنی هستند و من واقعا از طرف این کوچولوها تشکر می کنم از شما که به نظر میاد هوای این موجودات دوست داشتنی و آفریده های خدای مهربون را دارید ... امیدوارم شما و خانوادتون سلامت و تندرست باشید

رضا

سلام امیدوارم که خوب و خرم باشید ما هم چند روز پیش بارون رحمت داشتیم البته از یه جنس دیگه. خدا اولین فرزند که دختر هم هستش به ما عطا فرمود و با توجه به اینکه خواهر هم نداشتم باید ببینید چه نازی میکنه. دوست داشتم اصفهان بودیم و میدادیم اذان و اقامشو با نفس طیبتون شما میگفتید. البته اگه قابل میدونستید. دو هفته پیش برنامه دهمین ماراتن مسیه به همراه دوستان خوبی همچون آقایان محمد رحیمی(دبیر ماراتن) ,مطیعی, ربانی, امام , ابراهیمی سراجی و دوستان خوب سه قلعه ای مهدی هاشمی, هاشم زهی, مختاری و... کویر سه قلعه بودیم و یاد هشت سال پیش کردیم و حسابی جاتون رو خالی کردیم. بدرود