یادداشت 7 امرداد 1397

دیشب خوابی پر تنش و پر استرس دیدم که بشدت اذیتم کرد ؛ خوابی عجیب که وقتی در نیمه ی اون بدلیل پریشانی و فشار روحی زیاد تقریبا" از خواب بیدار شدم و گویا کلماتی رو هم بر زبان می آوردم ، اما لحظاتی بعد که دوباره خوابم برد صحنه هایی دیگه و مرتبط با بخش اول خوابم رو دیدم ، همراه با همون تنش و فشار روحی....

 

خواب دیدم که توی محیط اداره هستم و مسئولیتی بالاتر از امروز دارم. سندی رو آوردند و از من خواستند اون رو امضاء کنم. با دیدن مدارک و خوندن اسناد متوجه شدم این سند دارای مشکلات متعدد است و یه جور تخلف داره اتفاق می افته. از امضاء سند امتناع کردم و از کسانی که اون رو آورده بودم خواستم نسبت به رفع اشکلات اقدام کنند اما به ناگهان خودم رو با افراد زیادی از داخل و بیرون اداره مواجه دیدم که با جنجال و جوسازی و تحریک دیگران میخواستند من رو وادار به امضاء اون سند کنند. مقاومت کردم و زیر بار نرفتم. خیلی تلاش کردم تا توضیح بدم که چرا این کار رو نمیکنم. برخی قبول میکردند اما فضای مسمومی که ایجاد شده بود مانع از این میشد که برخی دیگه منطقی باشند. تقریبا" تک و تنها در چنین فضای روحی قرار گرفته بودم. محکم ایستاده بودم اما فشار سنگینی رو روی خودم میدیدم و این خیلی اذیتم میکرد..... برای لحظاتی از خواب بیدار شدم و متوجه شدم دارم نجوا میکنم اما متوجه نشدم دارم چی میگم....

 

دوباره بخواب رفتم و باز خودم رو در همون فضا دیدم اما اینبار بجای اینکه با همکارانم رو در رو باشم ، گروهی رو دیدم که ایرانی بودند (همه تحصیل کرده و ثروتمند) اما از یه کشور اروپایی اومده بودند و خواسته ای مشابه داشتند ؛ امضاء سندی که میدونستم تخلف است و من باز زیر بار این امضاء نمیرفتم.

 

فشارهای روحی این گروه خیلی متفاوت بودم اما بسیار سنگینتر. فضاسازی میکردند که تو با عدم امضاء این سند فرصتهای پیشرفت رو از خودت ، شهر و کشور میگیری و دیگه چنین فرصتی بدست نخواهد اومد. برام عجیب بود که اینها اگه این رو یه فرصت ویژه برای من ، شهرم و کشورم میدونند و تهدید به رفتن میکنند ، چرا واقعا" نمیرن و اصرار دارند این امضاء رو بگیرند. تنشها لحظه به لحظه بیشتر میشد و من با اینکه اینجا هم تک و تنها  بودم زیر بار امضاء نمیرفتم.

 

هر کاری میکردم که اونها رو توجیه کنم فایده نداشت. در بخش اول خوابم گفتگوی من و همکارانم لحن تندی داشت اما در بخش دوم تمام گفتگوها به ظاهر ملایم بود اما بسیار پر تنش و استرس زا. جو سازی سنگینی بر علیه من ایجاد شده بود تا شاید به این وسیله به امضاء اون سند تن بدم و من با استواری و ملایمت پاسخ میدادم که در موارد قبلی با شما همراه بوده ام اما پای این سند رو به این دلایل امضاء نمیکنم. این تنشها داشت میرفت تبدیل به درگیری بشه که از خواب بیدار شدم....

 

و افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد

/ 0 نظر / 87 بازدید