یادداشت 30 شهریور 1397

وقتی از گرگان به اصفهان برگشتم مریض شدم. یک روز رو کامل توی خونه افتاده بودم و در دو روز بعد هم اوضاعم تعریفی نداشت. مردد بودم که با این وضع میتونیم برای مراسم تاسوعا و عاشورا به تهران بریم یا نه. این تردید تا شب تاسوعا ادامه داشت. سردرد شدید و کمی تب به همراه ضعف اذیتم میکرد اما در نهایت تصمیم گرفتیم بریم. نزدیک نیمه شب سه شنبه به راه افتادیم و قبل از اذان صبح تاسوعا به تهران رسیدیم.


مطابق روال قبل ابتدا سری به هیات عزاداری مسجد محله قدیمی خودمون زدم. برادرم در بخش آشپزخانه هیات حدمت میکنه. تعدادی از بچه محلی های قدیمی رو هم توی هیات دیدم و سلام و احوالپرسی داشتم.


خودم به مراسم سینه زنی هیات محبان المهدی رفتم که جمعی از دوستان دهه 60 اونجا حضور دارند. تا ظهر تاسوعا در این مراسم بودیم و بعد هم به اتفاق دوستان به بهشت زهرا رفتیم و بر سر مزار چند تن از دوستان شهیدمون حاضر شدیم و خاطرات اون دوران رو مرور کردیم. با مراجعت از بهشت زهرا دوباره حالم بد شد و این وضعیت باعث شد نه تنها اون شب بلکه تا عصر عاشورا توی خونه ی مادرم زمینگیر بشم.


شب شام غریبان خواستم دوباره به هیات محبان برم اما قسمتم این شد که سر از هیات بسیج مسجد دربیارم و دقایقی رو در فضایی به عزاداری بپردازم که در دهه 60 ساعات و روزها و هفته ها و ماهها و سالهای زیادی رو در اونجا حضور داشتم. عکس تمام شهدای محله در روی دیوار بود و من با بسیاری از اونها هم نفس و همنشین بودم. یادشون بخیر و جاشون همیشه سبز.


صبح جمعه به اصفهان برگشتیم و ظهر رسیدیم خونه. خدا رو شاکرم که محرمی دیگه رو قسمت ما کرد. امید و آرزو دارم که بزودی زیارت کربلا مصیبمون بشه ؛ انشاءالله


همونطور که در آسمان نوحه سرایی آذربایجان ایران مرحوم سلیم مؤذن زاده اردبیلی همچون خورشیدی پر نور و درخشان پرتو افشانی میکنه ، در آسمان نوحه سرایی جنوب کشور هم خورشید درخشانی پرتو افشانی میکنه به نام مرحوم جهانبخش کردی زاده (بخشو).


تسلط بی نظیر مرحوم بخشو به اوج و فرودها و تحریرهای نوحه ها و مرثیه خوانی بوشهری باعث معرفی این سبک خاص در ایران و کشورهای همسایه شده بود. صد حیف که عمر این نوحه خوان کم نظیر خیلی کوتاه بود و در سن 40 سالگی بر اثر سکته قلبی از دنیا رفت.


در دوران دفاع مقدس آقای کویتی پور تصنیف مشهور "ممد نبودی ببینی" رو در بزرگداشت شهید والامقام محمد جهان آرا خونده بود که خیلی گل کرد و مورد استقبال قرار گرفت. شاید خیلیها هم مثل بنده نمیدونستند که آهنگ این تصنیف ساخته ی مرحوم بخشو بوده و اون مرحوم در دهه 40 این نوحه رو در به میدان رفتن حضرت علی اکبر علیه السلام خونده بودند.


متن این نوحه و صدای گرم مرحوم بخشو تقدیم حضور شما. اگر با دقت به صدای مرحوم بخشو گوش دل بسپارید اولا" متوجه اوج هنر ایشون در تحریرها خواهید شد و ثانیا" بعید است چشمانتون نمناک نشه ؛ التماس دعا

 

لیلا بگفتا ای شه لب تشنه کامان

دستم به دامان آقا الامان

رودم به میدان می رود در چنگ گرگان

از هجر اکبر مشکل برم جان

آه و واویلا کو اکبر من

نور دو چشمان تر من


شب ها نخفتم تا سحر پای گهواره

تا تو را کردم هیجده ساله

کردی امیدم نا امید این بود خیالت

رفتی ز دنیا شیرم حلالت

آه و واویلا کو اکبر من

نور دو چشمان تر من


دارم امیدی از خدا یک بار دیگر

در برم آید نوجوان اکبر

گردم به دور قامتش دستی به گردن

بوسم دو چشم شهلای اکبر

آه و واویلا کو اکبر من

نور دو چشمان تر من


ای زینب محزون بیا کن تو امدای

تا بُریم امشب رخت دامادی

اهل حرم گویند سرود اندر این وادی

از بهر اکبر تا کنیم شادی

آه و واویلا کو اکبر من

نور دو چشمان تر من


"محزون" سرو سینه زند از بهر اکبر

می کند نوحه با دو چشم تر

گردد شفیعت این جوان در صف محشر

از سر جرمت بگذرند دیگر آه و واویلا کو اکبر من

نور دو چشمان تر من


برای دریافت فایل صوتی این نوحه اینجا را کلیک کنید

/ 0 نظر / 43 بازدید