اتحاد حول محور رهبری ، تنها راه برون رفت از مشکلاتی سیاسی داخلی

باور من اینه که اگه همین الان ، یه بار دیگه در مورد نظام جمهوری اسلامی همه پرسی برگزار بشه ، این نظام آرای بسیار زیادی ( شاید نزدیک به همون درصد آرایی که در فروردین سال 58 بدست اومد ) از مردم رو بدست خواهد آورد. مشارکت خارق العاده عموم مردم کشور در انتخابات ریاست جمهوری سال 88 ، نشون دهنده ی اعتقاد اونها به اصل نظام است ( و الا اگر غیر از این بود به هیچ عنوان در انتخابات شرکت نمیکردند ).

اونچه که الان مورد مناقشه ی گروههای سیاسی است ، روشهای کشورداری است. اما متاسفانه شرایط به سمتی پیش رفته که حتی در اختلاف نظر در مورد روشهای کشورداری ، گفتگو و نقد مسلامت آمیز ، جای خودش رو به خشونت و خونریزی و تخریب داده. در بیست و پنجم بهمن ماه امسال و در گردهمایی که بنا بود به بهانه ی حمایت از مردم مصر شکل بگیره ، شعارها و اقدامات ساختارشکنانه شنیده و دیده شد. قلب هر ایرانی اصیل از اینکه در پاره ای موارد هموطنان ما رو در روی هم قرار میگیرند و در برخورد با همدیگه ، از هیچ خشونتی فروگذار نمیکنند شدیدا" به درد میاد. در این رابطه دو گروه و دو طرز فکر ، مقصر اصلی اینگونه رویدادهای ناخوشایند هستند.

 

گروه اول کسانی هستند که خط خودشون رو از عناصری که اعتقادی به اصلاحات درونی ندارند و از سالها قبل فقط به سرنگونی نظام فکر میکردند و تمام اقداماتشون هم در همین راستا بوده ، جدا نمیکنند. بنده و خیلی افراد دیگه مثل من ، به برخی عملکردهای دولت ( دولتهای قبلی و دولت فعلی ) و سایر قوای دیگه انتقاد داریم. اعتقاد داریم که برخی تفسیرهایی که از اصول قانون اساسی شده با روح قانون اساسی و حقوق مردم سنخیت نداره. اعتقاد داریم که برخی متولیان امر و صاحبان قدرت از اصول اولیه ی انقلاب ( که هزاران نفر از هموطنان ما در راه رسیدن به این اصول جان و مال خودشون رو نثار کردند ) فاصله گرفته اند. همه ی این انتقادات و اعتقادات رو داریم و سعی خواهیم کرد از راههای قانونی این نظرات رو به سمع و نظر متولیان امور کشور برسونیم اما هرگز و تحت هیچ شرایطی با ساختارشکنی موافق نبوده و نیستیم و تا جایی هم که توان داشته باشیم از اینکار جلوگیری خواهیم کرد. باور داریم که سردمداران کشورهای غربی و شرقی ، هیچگاه دوست مردم ایران نبوده و نیستند و به چیزی جز منافع خود فکر نمیکنند. ما اجازه نمیدیم که سودجویان شرقی و غربی از ما بعنوان ابزاری برای مقابله با نظام استفاده کنند و از هر اقدامی که باعث خوشحالی اونها بشه ، خودداری خواهیم کرد. یقین داریم که هر مشکلی که وجود داره ، باید در داخل و از طریق قانون و بطور مسالمت آمیز حل و فصل بشه. ما معتقدیم اگر دولتمردان در جایی اشتباه کرده اند باید موضوع رو به اونها گوشزد کرد اما اگر بینی و بین الله ، دولتمردان و حاکمان وظایف خودشون رو بخوبی انجام دادند ، دلیلی نداره که چشم بر خدمات اونها ببیندیم و فقط از سر لج و لجبازی ، نیمه ی خالی لیوان رو ببینیم. بنده و افراد همفکر بنده قویا" معتقدیم نظام و مردم ما همانند هر نظام و مردم دیگری در دیگر نقاط دنیا ، برای حرکت بهینه بسوی اهداف متعالی نیازمند عاملی برای وحدت ، همدلی و همگرایی هستند. اعتقاد دارم که به دلایل مختلف ملی و سیاسی ( و مذهبی – که البته نمیخوام مذهب رو پر رنگتر از بقیه ی عوامل نشون بدم ) ، رهبری و ولایت فقیه ، رکن اساسی وحدت جامعه بوده و هست. اعتقاد دارم که هر چه تمرکز ما حول محور وحدت جامعه بیشتر باشه ، بهتر خواهیم تونست با انرژی کمتر به دستاوردهای گوناگون بیشتر برسیم.

گروه اول مقصران حوادث اخیر ، کسانی هستند که منتقد هستند اما توجه نمیکنند که چه افراد و گروههایی زیر علم انتقادی آنان سینه میزنند و بجای انتقاد و تحلیل عملکردها ، اصل نظام رو نشانه رفته اند و سرنگونی نظام رو دنبال میکنند. این گروه با فاصله گرفتن از رهبری ( رهبری نه بعنوان یک شخص ، بلکه بعنوان یک رکن وحدت ملی ) خواسته یا ناخواسته به دشمنان دیرینه ی نظام نزدیک شده اند. در آخرین نمونه از تحرکات این افراد ، شاهد بودیم به بهانه ی حمایت از مردم مصر ، عده ای رو توی خیابونها کشوندند اما اونچه که دیده و شنیده شد ، هیچ تناسبی با مصر نداشت و اهداف دیگری رو دنبال میکرد.

 

اما گروه دوم ( که سهمش در بروز رویدادهای اخیر ، کمتر از گروه اول نیست ) کسانی هستند که بوسیله ی مردم بر سر کار آمده اند و بر اریکه ی قدرت تکیه زده اند اما قدرت و زرق و برق قدرت چشم اونا رو کور کرده و دیگه نه چیزی میبینند و نه چیزی میشنوند. اینان فکر میکنند هر آنچه رو که خودشون باور دارند عین درستی و حق است و هر چیزی دیگه ای ، باطل . خودپرستی و خود رایی این افراد و گروهها اونقدر ریشه دار شده که به عناوین مختلف ، سعی کرده و میکنند که هیچ صدایی از جناح رقیب شنیده نشه. طرفداری و حمایت این افراد از رهبری و ولایت فقیه هم بیشتر به این دلیل است که احساس میکنند رهبری هم نظر اونهاست ( شخصا" یقین دارم که مواضع رهبری نظام نه به خاطر رضایت برخی افراد و یا گروههای سیاسی ، بلکه برخواسته از بینش عمیق و اعتقادات راسخ حضرت آیت الله خامنه ای مد ظله العالی است ). این گروهها و افراد انحصار طلب هر گاه نظرات رهبری رو هم جهت با خود میبینند ، میشن فدائی رهبری اما هر گاه غیر از این باشه ، از ایستادن در مقابل رهبری و فرامین ایشون ابائی ندارند ( اینگونه رفتارها رو هم در زمان امام راحل شاهد بوده ایم و هم در زمان حاضر ).

انتخابات سال گذشته نشون داد که افراد زیادی در این کشور هستند که ضمن اعتقاد به اصل نظام ، نسبت به روشهای مورد استفاده ی دولتها انتقاد دارند. آیا این جمعیت و این مردم ، تریبونی برای بیان نظراتشون ( بطور مسالمت آمیز ) نیاز ندارند؟ آیا فکر نمیکنید اگر فضای مناسب در اختیار این افراد قرار بگیره تا در آرامش و نظم ، حرفاشون رو برای علاقمندانشون بزنند ، دیگه زمینه ای برای بروز حرکتهای زشت و ناخوشایند در کوچه و خیابون بوجود نخواهد اومد؟

متاسفانه برخی افراد و گروههای سیاسی به هر انتقادی انگ فتنه و ضدیت با نظام و .... میزنند. روزنامه های منتقد یکی بعد از دیگری بسته میشه ، سایتهای اینترنتی فیلتر میشه و اجازه گردهمایی و حرف زدن هم داده نمیشه. این افراد و گروهها دوست دارن همه مثل خودشون فکر و تحلیل کنند. دوست دارن فضا یکدست باشه ( چیزی که غیر ممکنه بوده و خواهد بود چرا که نمیشه توقع داشت تمام 72 میلیون نفر جمعیت این کشور یه جور فکر و رفتار کنند ). تاسف بار اینه که این گروهها برای رسیدن به اهداف خودشون از زور هم استفاده میکنند.

 

سال گذشته هم عرض کرده بودم که به نظر بنده ، راه حل این مشکلات ، بازگشت به آرامش و وحدت ، حول محور رهبری نظام است و هنوز هم بر همین اعتقاد هستم. برخی از ما بنا به چیزی که اسمش رو عمل به تکلیف گذاشتیم جلوتر از رهبری حرکت میکنیم و اعمالی از ما سر میزنه که هیچ سنخیتی با مواضع رهبری نداره ، و برخی دیگه هم از ایشون عقب افتادیم و باعث شدیم در مواردی ، رهبری تک و تنها بمونه و بی انصافانه مورد آماج حملات و فشارها قرار بگیرند.

علاقه و اعتقاد ما به حضرت آیت الله خامنه ای ، کورکورانه و مقلدانه نیست. تعلق خاطر ما به جایگاه رهبری و ولایت فقیه ، تناسبی با بت پرستی و یا شخص پرستی نداره. ایشون هم فردی هستند مثل تمام افراد این جامعه. معصوم هم نیستند و ممکنه مثل هر انسان دیگری مرتکب خطا و اشتباه شوند. اما آنچه که در این مدت از بیانات و مواضع و منش ایشون دیدیم ، تناسب بسیار بسیار زیادی با حق و حق طلبی داشته است. کسانی که از نزدیک با این بزرگوار آشنا نیستند شاید بر اساس برخی شنیده ها و جوسازیها ، تصورات ناصوابی در موردشون داشته باشند ، اما واقعیت چیز دیگری است.

 

امیدوارم تا شرایط از این پیچیده تر نشده ، این گردهمایی حول رهبری نظام ، محقق بشه. اعدام ، زد و خورد ، شعارهای تند و افراطی و ..... مشکلی رو حل نخواهد کرد.

/ 14 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ای کاش آفریده نشده بودم

بخش سوم:(اقای مهرانی من از طرف پرشین بلاگ معذرت می خوام که پیام ها رو اینطوری نشان میده لطفا از سه پست پایین تر بخونید و این پست را به عنوان آخرین مطالعه بفرمایید) ... ادامه بخش دوم: اینها حرف های من بود امید وارم دوستانه خونده باشیدشون نه مناظره سیاسی. دوست دارم حرف های من رو به عنوان یک برادر کوچکتر برادرانه انتقاد کنید و برام دعا کنید من هم بینشی پیدا کنم تا بتونم هم حرف های شما رو درست درک کنم و هم کشور و ملتم رو. با تشکر

باسلام به شما برادر گرامی دیدگاه مانسبت به مسائل اجتماعی دیدگاه واقعی نیست چراکه هر کس باتوجه به موقعیتهاوشرایط حاکم بر اوحکم میدهیم من که آنچنان درگیر این مسائل نبودم حکم به تفاهم و وحدت وگذشت میدهم ولی اگر مغازه داری بودم که دراین ناآرامی ها اموالش بتاراج رفته بود ویاچادر از سرهمسرو دخترش کشیده بودن وبا حرفهای رکیک به آنها توهین کرده بودندویافرزند بیگناه خود را ازدست داده بودم مطمئنا حکم به افسادفی الارض این آقایان میدادم.از خداوندمتعال خواستارآنم که دیدگاه واقعی رابه ماعنایات فرماید. باتشکر

ای کاش جو جامعه هم مثل این مطلب شما و پیام های خوانندگان وبلاگ بود. البته با این شرط که همگی کلاهشونو قاضی کنند و به دور از تعصب حقایق رو بپذیرند (نه فقط با روی خوش بحث کنند و آخر سر هم دوباره همون حرف خودشون رو بزنند) ؟؟؟ [لبخند]

۱- چرا باید سران فتنه محاکمه یعنی اعدام شوند؟ ۲- آیا این مطالبه، ولایت گریزی است؟ http://ghadiany.ir/1389/5112

ممنون آقای مهرانی برای تمام پاسخ هاتون و توجه تون موفق و پیروز باشید.[گل]

ما اصلا به حساب نمی آییم

منو به یاد سال 57 می اندازه. شاه هم برای بقای خودش و جانشین هاش از چماق بدستهاش استفاده می کرد و مخالفاش را می کشت یا زندانی می کرد. فرق اینا با اونا چیه ؟ شما بگید؟ مشکل تاج و تخت بود؟ یا مشکل تفکر آدما است بعد از به قدرت رسیدن؟ جدا آیا وظیفه سپاه کشتن مردم ایران است؟ آیا وظیفه بسیج کشتن مردم ایران است؟ مردم ایران زمان شاه اعدام شدند زندانی شدند الان هم باز زندانی و اعدام می شوند برای باوراشون. چه فرقی بین اینا با اونا هست؟ ما با چشمای خودمون دیدیم که هرکی قدرت دستش باشه فقط ظلم می کنه مخصوصا اگه مذهبی باشه که به اسم دین می کشه و می زنه.

باسلام ازنظرات شما وهمچنین نظرات خوانندگان استفاده بردم بنده مخالف صددرصدوحدت بافتنه گران درشرایط موجود میباشم با یک مثال دلیلم را بیان میکنم اگر خدای نکرده کسی باحیثیت وآبروی شما بازی کند تاجای که نتوانید درمحل کار ومنزل ونزد دوستان سربلند کنیدوسپس ایشان نزدشمابیایندواظهاردوستی کنندوخواستارهمراهی باشماشوندبرای حل مشکلات موجود،آیاواقعاشماپذیرای طرف مقابل میشوید!هرگزاین کار رانخواهیدکرد،چراکه عمل شماتعبیربه پذیرش تمامی تهمتهاوافتراهای طرف مقابل میشودنه نشانه گذشت وبزرگواری شما،زمانی باب گفتگو را باطرف مقابل میپذیریدکه افتراها را پس بگیردو به اشتباه خود اعتراف نماید(آن هم درملا’ عام).در این موضوع هم همینطور میباشد عده ای آمده اندوبا شعار تقلب ،حیثیت وآبروی نظام را به بازی گرفتند،حالا اگرنظام باآنها از درمسامحه درآید آیا نخواهند گفت که حتما چیزهایی بوده که باهم ساخت وباخت کرده اند.اولین قدم جهت وحدت وهمراهی اظهار پشیمانی از شعار تقلب و اشتباه بودن این اتهام است. باتشکر از وبلاگ خوب شما وحوصله جنابعالی

1

سلام من قبلا فكر ميكردم ميشه با راي دادن به يه نفر اوضاع اين مملكت درست بشه ولي بعد تز انتخابات فهميدم اين اوضاع درست شدني نيست جاي سيگار روي ساواك روي تن پدرمه و جاي شكنجه بسيجيان بر تن امثال من آقاي مهراني فكر ميكنيد چند درصد مردم مشروعيت رهبري را قبول دارند از پيليه اي كه دور خود كشيديد بيرون بيايد من به شخصه ديگر طرفدار هيچ حركت سياسي نيستم ولي اين رسم مردم داري نبود اين رسم دين داري نبود[هیپنوتیزم]

1

اگر در مملکت هم میشد این گونه صحبت کرد یا سران سیاست میتوانستند بدون فحاشی بدون شکنجه بدون تخریب دین و ...................................با هم صحبت کنند و حرف مردم را بفهمند چه خوب میشد ولی افسوس.................................................. آیا تا به حال به رهبر بعد از آقای خامنه ای فکر کرده اید میتونید شرایط نظامی که همه در پی قدرتند را بعد از فوت ایشون تصور کنید ؟ من که به جز جویهای خون چیزی نمیبینم اگر دین داران دین دار بودند وسیاستمداران سیاست مدار کار دین و سیاست امروز ما این گونه نمیشد با تشکر از شما و با احترام

عسل

سلام حرمت خونه با صاحب خونه است و حرمت مسجد به متولي مسجد حضرت عالي شناخت امام از واجبات دين است و هركس امام خود را نشناسد و بميرد مرده است به مرگ جاهليت جايگاه رهبري و ولي امر مسلمين سبك و شوخي نيست و...