یادداشت 15 تیر 1397

بعد از حدود 3 ماه ، بعد از ظهر چهارشنبه به همراه همسرم به قله صفه رفتیم. خوشبختانه با تداوم مصرف دارو شرایطم داره بهتر میشه. با قدری تاخیر به گروه رسیدیم و در چشمه خاجیک از اونها جدا شدیم تا به قله بریم.


صبح پنج شنبه به تهران رفتم تا در مراسم درگذشت عمویم شرکت کنم. قبل از آغاز مراسم به کرج رفتم تا از چند گلخونه بازدید داشته باشم. ارزش فعالیتهایی که در زمینه کاکتوس داره در اصفهان انجام میشه رو بیشتر درک کردم.


غروب پنج شنبه و با پایان یافتن مراسم دوباره راهی اصفهان شدم. خستگی زیاد اذیتم میکرد و چشمم میسوخت. تنها بودم و موقع رانندگی خودم رو با شنیدن رادیو آوا سرگرم کردم. نیمه شب گذشته بود که خسته و کوفته به اصفهان رسیدم و این خستگی اونقدر بود که برنامه ی کوهنوردی صبح جمعه ی خودم رو لغو کنم.


زیبایی میتونه خیلی ساده باشه به ساده ترین شکل ممکن در جلوی دیدگان ما قرار بگیره. باید به چشمانمون عادت بدیم که در پیچیدگیها دنبال زیبایی نگرده. زیبایی میتونه خیلی دم دست باشه ، همین نزدیکی....


اگه کمی دقت کنیم اون رو خواهیم یافت. زیبایی اونقدر زیاده و به وفور در اطرافمون هست که شاید بعد از یه مدتی چشممون به دیدنش عادت کنه و بتونیم خیلی راحت و سریع ببینیمش و اون وقته که چشممون زیبا بین میشه و دیگه چیزی جز زیبایی نخواهیم دید....

/ 0 نظر / 85 بازدید