در محضر اساتید....

دوستان گرامیم در پایگاه اطلاع رسانی هلال ماه امروز از من خواستند عکسی از جناب میر سعید و خودم برایشان بفرستم. عکس را فرستادم. آنان این عکس را به عنوان عکس هفته در صفحه اول سایت قرار داده بودند. امشب وقتی این عکس را در کنار عناوین خبری این سایت دیدم ، به فکر فرو رفتم...... عناوین خبر میگفت پاسخ جناب میر سعید به اظهارات مهرانی ، پاسخ مهرانی به اظهارات جناب میر سعید ، پاسخ ....اظهارات..... پاسخ..... اظهارات......

 

یاد گذشته افتادم. زمانی که در دوره آموزشی رشت برای اولین بار جناب میر سعید را دیدم. من در آن زمان در آغاز راه پر فراز و نشیب رویت هلال بودم. اساتیدم ، آقایان صیاد و میر سعید ، تجربه ی سالها کار و فعالیت و مطالعه را به همراه داشتند ، و من تشنه ی آموختن. دست تقدیر ، این بزرگواران را بر سر راهم قرار داد. هر چقدر بیشتر می آموختم ، عطش و اشتیاقم بیشتر و بیشتر میشد. این عطش فراوان و تعجیلی که برای بیان آنچه در ذهنم موج میزد داشتم ، در پاره ای اوقات باعث شد که نتوانم حق استادی اساتیدم را بجای آورم......

 

سالها پیش بطور اتفاقی در قم ، وقتی به حرم حضرت معصومه سلام الله علیه وارد شدم ، دیدم در یکی از بخشهای حرم ، حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی در حال تدریس بودند. دقایقی را در این محفل درس نشستم. استاد در حال تدریس بود. یکی از طلبه ها به مطالب استاد اشکال وارد کرد و آن مرجع بزرگ ، بزرگوارانه پاسخ گفتند " معلوم میشود درس گذشته را نخوانده اید " و بعد فرمایشاتی در رد اشکال مطرح شده بیان کردند. از این روش تعلیم و تربیت بسیار شگفت زده شدم. یکی در مقام مرجعیت و دیگری طلبه ای ساده ، اما به چه راحتی با یکدیگر مجادله علمی میکنند. مطمئن بودم همین طلبه که بر مطالب استاد خود اشکال میگیرد ، در خارج از محیط درس و بحث ، خاک پای استادش را توتیای چشم میکند......

 

در مجلس درس اساتید رویت هلال ، من همان طلبه ی ساده ی جویای علمم. طبع شاگردیم مرا وامیدارد در پرسیدن حریص باشم. ممکن است بدرستی متوجه ظرایف سخنان استادانم نشوم ، ممکن است در پرسیدن و در اصرار بر گفتن آنچه که در ذهن دارم ، گاهی بی جهت بر فرمایشات اساتیدم اشکال وارد کرده و یا موجبات کدورت خاطر آنان را فراهم کرده باشم، همه ی اینها ممکن است ؛ اما هیچگاه نخواسته ام در سایه ی پرسیدن ، خدای ناکرده جسارت و یا بی احترامی به اساتیدم کرده باشم. من از خودم چیزی ندارم و هر آنچه را که میدانم از محضر اساتید آموخته ام ......

 

من هم همانند آن طلبه ، خاک پای اساتیدم را توتیای چشم میکنم.......

 

 

/ 5 نظر / 6 بازدید
رضا طیب طاهر

با سلام استاد گرانقدر و عزیز جناب آقای مهرانی بنده وسایر دوستان قدر دان شما ؛ جناب استاد میرسعید و استاد صیاد هستیم بر دوستان پوشیده نیست که تلنگرهای شما بزرگواران به شاگردان کمترین خود هر چند وقت یکبار جان تازه ای در رگهای ما جاری میکند. این رد وبدل کردن مطالب علمی بسیار دقیق با آقای میر سعید به واقع یک کلاس مجازی اینترنتی به پا کرده است که قبل از هرچیز به بنده حقیر درس متانت ؛ بردباری ؛ بیان شیوا و سپس رویت هلال می دهد. از این مباحث باید یاد گرفت که چگونه در کمال آرامش می توان نظریات خود را بیان کرد و به نظریات طرف مقابل احترام گذاشت. جو بوجود آمده به زیباترین شکل ممکن آموزنده است. امید است تا باز شاهد آینده روشنی برای جامعه رویت هلال باشیم. ما شا ا... به تمامی دوستان تبریک می گویم شاگردی از شاگردان مکتب رویت هلال

دوست

آقای طیب طاهر چرا شما خودتان را این اندازه نخود آش می کنید. شما بهتر است در نحوه نگارش و دست نوشته های خودتان تغییراتی را بوجود آورید و از روش نگارش اساتید بهره ببرید[لبخند]

رضا طیب طاهر

رضا طیب طاهر

با سلام ما که خودمون رو به حساب نیاوردیم. مثل اینکه باعث آشفتگی بعضی ها شده و ما رو در حد یک نخود در نظر گرفتند . از اظهار لطفشون ممنون و به اصطلاح خودشون رو هم "دوست" نامیده اند به قول شاعر اگر ما از این دوست ها داشته باشیم دیگه نیازی به دشمن نداریم . جناب آقای خ.ج اگر شما کمی جوهره ی ... داشتید و ... نبودید با نام و نشان اظهار وجود میکردید و از نام خودتون شرم نداشتید. بدرود