یادداشت 8 تیر 1394 - شمس جهانتاب تویی اباالفضل....

دیروز دلم دوباره هوای کربلا کرد ؛ وقتی که دوستی که هم اکنون در کربلا بسر میبره برام پیام داد که از فردا به مدت دو روز در حرم حضرت اباالفضل العباس علیه السلام به ماموریتی که داره خواهد پرداخت..... هی دل.....

 

از ایشون خواستم موقع ورود به این حرم مقدس و خاص ، بوسه­ای از طرفم بر ضریح مقدس آقا بزنه و حتی­الامکان عکسی از اون مکان شریف برام بفرسته تا چشمام منور بشه.

 

دیشب به این فکر میکردم که تا الان که 11 روز از ماه رمضان گذشته هنوز جرقه­ای ، نوری ، پیامی ، تغییر حالتی و.... در خودم ندیدم و قسمتم از ماه رمضان فقط گرسنگی و تشنگی بوده.....

 

سحرگاه امروز متحیر بودم از اینکه قدر این ماه رو ندارم.....

 

و ساعتی بعد میخواستم نوای یا اباالفضل رو گوش کنم اما روم نمیشد..... به دلم افتاد که معصوم علیه السلام فرموده است در هیچ حالتی روی از ما برنگردونید.... ذکر یا حسین رو شنیدم و دلم شکست.....

 

و لحظه­ای بعد نوای یا اباالفضل رو گوش میکردم.....

 

ای که در آسمان هر غمزده مهتاب تویی اباالفضل

ساقی عشاق حسین است و می ناب تویی اباالفضل

ذره منم ، مور منم ، وصله­ی ناجور منم

دور منم ، کور منم ، شمس جهانتاب تویی اباالفضل

 

حال خوشی داشتم....

 

و عصر امروز عکسی رو خواسته بودم از کربلا برام فرستادند.....

 

 

صل الله علیک یا سیدنا و مولانا یا ابوفاضل یا اباالفضل العباس علیه السلام

 

این حال خوش امروز ، اولین جرقه­ی رمضان امسالم شد... 

/ 0 نظر / 77 بازدید