یادداشت 11 تیر 1394

ماه مبارک رمضان به نیمه رسید و به لیالی قدر نزدیک شدیم. با اینکه لحظه لحظه­ی ماه رمضان (حتی اون ثانیه­ی آخرش) شیرینی و مستی خاصی در آدم بوجود میاره اما شبهای قدر مثل ماه درخشانی که بر فراز یه قله­ی بلند میدرخشه خودنمایی میکنه و مشتاقان رو به طرف خودش میکشونه.

خداوند فرموده است که از رگ گردن به ما نزدیکتره. شاید معنی این جمله این باشه که هر چیزی رو که اراده کنیم به خدا بگیم ، قبل از بیانش ، خدا شنیده. این حس و حال در تمام طول سال هست و تفاوتی نداره. اما در شبهای قدر ، اینبار همون خدا که اینقدر به  ما نزدیکه شروع به تکلم میکنه و به بنده­اش میگه : نمیخوای با من حرف بزنی؟ دوست داری درد دلت رو بشنوم؟ میخوای کمکت کنم؟ میخوای دلت رو اونقدر روشن کنم که در طول سال بتونی در هر تاریکی و ظلمتی راهت رو به سمت من پیدا کنی؟..... در شبهای قدر ، این خداست که با ما حرف میزنه تا انگیزه­ی ما رو برای حرکت و تعالی تقویت کنه.....

هفته اکرام در پیش است. شاید مشکلات اقتصادی باعث بشه که فکر کنیم هر کدوممون اونقدر سمن داریم که یاسمن توش گمه. برخی برنامه­های تلویزیونی هم که برای حل مشکلات برخی نیازمندان برگزار میشه (با نام گل ریزان) ممکنه این تصور رو بوجود بیاره که کمک و اکرام اگه در حد چند میلیون تومن به بالا نباشه ، کمک محسوب نمیشه.

این تصورات غلط و توهم است. کمک و اکرام ممکنه در حد بیان یه جمله باشه ، در حد یه دستگیری خیلی ساده و کوچیک ، در حد یه توجه ، یه لبخند ، یه همدلی ، یه همزبانی ، یه کمک مالی بسیار بسیار کم و ساده.... مهم اینه که به دیگران هم فکر کنیم و نیاز اونها رو نیاز خودمون بدونیم و باور کنیم که همه عضو یک خانواده هستیم.

چند شب قبل در کوه صفه میهمان سفره افطار یکی از گروههای کوهنوردی بودم که جمعی از برو بچه­های جبهه و جنگ در اون عضویت دارند. در پایان مراسم چند دقیقه­ای به عنوان رئیس هیات کوهنوردی استان برای این عزیزان و گرامیان صحبت کردم. چفیه­ای به گردن داشتم. براشون از لزوم پرداختن به موضوعات فرهنگی در امر کوهنوردی گفتم اما تاکید کردم این چفیه­ها که به گردن میندازیم ، خط و مرز جدایی ما از نسل جوان امروز نیست بلکه این مسئولیتی است که بر گردن داریم. امروز بیش از گذشته وظیفه داریم با این نسل دوست باشیم ، خواسته­هاشون رو درک کنیم و باور کنیم محیط فرهنگی امروز جامعه با محیط فرهنگی که ما در دهه 60 در اون قرار داشتیم فرق داره. گفتم اگر باور داریم که امروز جوانان ما از طرق مختلف تاثیرپذیری زیادی از فرهنگ غیر ایرانی-اسلامی پیدا کردند ، چاره­ی کار مقابله و درشتی نیست (که این رویکرد نتیجه­ای کاملا" معکوس خواهد داشت). گفتم که بجای پرهیز از این همصحبتی و همقدمی با این جوانان ، اتفاقا" باید بیش از پیش با اونها دوست ، همراه و همقدم شد. اقتضاء جوانان جوانی کردن است و باید صبور بود. اکثر قریب به اتفاق این عزیزان ممکنه ظاهری متفاوت داشته باشند اما دلهاشون پاکه و خدا به جوانان پاک دل ، بیش از بقیه نظر لطف و محبت داره.

دو شب قبل حادثه­ی تلخ و ناگواری در کوه صفه رخ داد و یکی از همنوردان که به تنهایی و در تاریکی شب از مسیری خطرناک به طرف قله صعود میکردند متاسفانه سقوط کردند و با برخورد شدید سر ایشون با سنگ ، در همون لحظات اول جان به جان آفرین تسلیم کردند....

شاید بیان برخی حرفها در این زمان که خانواده و دوستان اون مرحوم داغدار هستند مناسب نباشه اما از طرف دیگه نمیشه به این موضوعات بی تفاوت بود. تا کی باید دست روی دست بذاریم و شاهد از دست رفتن دوستان و داغدار شدن خانواده­ها باشیم؟ تا کی میخوایم این شعار مهم " ورزش برای سلامتی" رو نادیده بگیریم و سلامتیمون رو در ورزش خرج کنیم؟

صعود انفرادی ، در تاریکی شب ، از مسیر فنی ، بدون کلاه ایمنی و بدون استفاده از ابزار فنی..... چی بگم والله. شب گذشه در ایستگاه 12 آتش نشانی ، گزارش این حادثه و فیلم و عکسهایی که بچه­های امداد و نجات کوهستان از محل حادثه و پیکر مرحوم فرود اسکندریان گرفته بودند رو دیدم..... دلم گرفت و تاسف خوردم که یک عزیز از دستمون رفته در حالیکه با رعایت برخی نکات بسیار بسیار ساده میتونست این اتفاق روی نده..... روحش شاد

بزودی هیات کوهنوردی استان در مورد حوادث کوه صفه جلسه­ای با سازمان آتش نشانی و شهرداری منطقه 5 اصفهان و برخی نهادهای نظارتی و اجرایی دیگه برگزار خواهد کرد. لازمه ضوابط سخت گیرانه­ای در این رابطه وضع کنیم. ممکنه برخی همنوردن از تصمیماتی که بزودی اتخاذ میکنیم گله­مند بشند. این گله رو بجان میخریم اما ترجیح میدیم همنوردانمون گله­مند باشند تا اینکه خدای ناکرده هر از گاهی اعلامیه­ی یکی از اونها رو ببینیم..... شرمنده که اینگونه مینویسم اما این واقعیتی است که متاسفانه داره رخ میده و در سالهای اخیر ، بیشتر حوادث صفه برای کوهنوردان رخ داده تا مردم عادی. دلیلش هم خیلی روشن و واضح است ؛ عدم رعایت نکات ایمنی و اصول فنی در سنگنوردی و کوهنوردی.

انشاءالله که با کمک و همراهی تمامی همنوردان و گروههای کوهنوردی شاهد باشیم که این حوادث به صفر برسه و بجای دیدن اشک ماتم ، لبخند نشاط و شادمانی و رضایت خاطر رو در چهره یکایک همنوردان گرامی ببینیم.

/ 2 نظر / 62 بازدید
شهرام شیخ الاسلامی

سلام آقای فرود اسکندریان عضو گروه کوهنوردی چکاد بودند و طبق برنامه همیشگی این گروه که در ساعت 7شب سه شنبه ها صعود شبانه به قله داشته اند برای کوهنوردی رفته بوده است ولی چون دیر میرسد گروه صعود خودرا آغاز میکند. متوفی طی تماس با آقای نصر متوجه میشود که ایشان بهمراه چند نفر دیگر از مسیر ماری 1 و عده دیگری هم از مسیر های دیگر و بطور پراکنده درحال صعود میباشند.متاسفانه با وجود تماسهای مکرر متوفی با شخص آقای نصر و دانستن اینکه یکی از افراد گروه با تاخیر آمده و در تلاش رسیدن به گروه است ، کلیه افراد اورا فراموش میکنند و حتی وقتی آخرین تماس آقای نصر با او بدون جواب می ماند همگی بیخیال و بی اطلاع در ساعت حدود 11 شب پیکر بیجان او را در کوه تنها گذاشته و در خانه به خواب میروند. در اینکه علت مرگ او بی احتیاطی خودش بوده است تردیدی نیست ولی در بی مسئولیتی افراد گروه نیز تردیدی وجود ندارد. شاید او فقط زخمی شده بود و نیاز به کمک داشت!!!!

سعادت لطفی زاده

انشاالله با تلاش مجدانه شما یکبار برای همیشه شاهد پایان حوادث ناگوار صفه باشیم پیشنهادی که مدتهاست در ذهن دارم کشیدن فنس 2.5 متری زیر و بالای کلیه مسیرهای فنی از دیواره گلزرد تا قاراپت و آئینه و یاعلی و مرعشی و ماری و کابل و ... از طرف شهرداری است و عزیزان کوهنورد هم از مسیرهای معمول میتونن قله را صعود کنند و در صورت تمایل به دست به سنگ شدن از کوههای اطراف شهر اصفهان نظیر شاهکوه کلاه قاضی دیواره پلیس راه و ... استفاده نمایند تا صعود بدون تجهیزات آنها مروج کوهنوردی و سنگنوردی غلط در بین عامه که از پارک کوهستانی صفه استفاده میکنند نباشد پیشاپیش از اینکه در صدد حل این نقیصه هستید از شما سپاسگزارم